كنون رزم ويروس و رستم شنو * دگرها شنيدستي اين هم شنو
كه اسفنديارش يكي ديسك داد * بگفتابه رستم كه اي نيك زاد
در اين ديسك يكي باشد فايل ناب * كه بگرفتم من ازسايت افراسياب
برو خرمي كن بدين ديسك هان * كه هم نون و هم أب باشد درأن
تهمتن روان شد سوي خانه اش * شتابان به ديدار رايانه اش
دگر صبر و أرام و طاقت نداشت * و أن ديسك را در درايوش گذاشت
نكرد هيج صبرو نداد هيج لفت * يكي هم كپي از همان ديسك گرفت
به ناگه چنان سيستمش هنگ کرد * که رستم در آن ماند مبهوت و منگ
تهمتن کلافه شد و داد زد * ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود * بيامد که ليسانس رايانه بود
بدو گفت رستم همه مشکلش * وز آن ديسک و برنامه ي قابلش
چو رستم بدو داد قيچي و ريش * يکي ديسک بوتيبل آورد پيش
به ناگه يکي رمز ويروس یافت * پي حفظ امضاي ايشان شتافت
به خاک اندر افکند ويروس را * تهمتن به رايانه زد بوسه را
چنين زد لگد تهمينه بر شوهرش * که جار شد خون از سرواز برش
:: موضوعات مرتبط:
شعر ,
,
:: برچسبها:
اس ام اس×شعر×خنده دار ,
:: بازدید از این مطلب : 751
|
امتیاز مطلب : 125
|
تعداد امتیازدهندگان : 42
|
مجموع امتیاز : 42